پی نوشتها را به دلایلی ابتدا می نویسم و سپس متن اصلی را می آورم.
۱-آن روز در کنار گلزار شهدای شیراز نماز باران اقامه شد.یکی از دانشجویان که احادیث نماز باران را باور نداشت مردم را مسخره می کرد و به آنها می خندید که با این چیزها باران نمی آید.ولی آن شب و روز بعد حسابی باران آمد...امروز آن دانشجو را دیدم ولی این بار من به او می خندیدم.
۲-در پی اغتشاشاتی که در اواخر اسفندماه گذشته در دانشگاه شیراز رخ داد کمیته ی انضباطی دانشگاه ۳۰ نفر از عوامل اغتشاش را احزار کرده است.
۳-متنی که در زیر می خوانید بیانیه ی جامعه ی اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز راجع به پیروزی بزرگ هسته ای است که الحق والانصاف در چشم مردم بسیار کمتر از آنچه هست دیده می شود.
=============================================
=============================================
آن گاه که دفتر روزگار را ورق میزنیم و در تاریخ پرفراز و نشیب این جهان مینگریم، بی شک بدین حقیقت ایمان میآوریم که فرزندان این مرز و بوم در مقاطع حساس تاریخ حماسهها آفریده و نام اسلام و ایران را در تمام اعصار بر سر زبانها جاری کردهاند.
و اینک در روز ملی فناوری هستهای دستمریزاد میگوییم به فرزندان این خاک پاک، که با افتخار پا به عرصههای علمی جهانی گذاشته و با جهشی عظیم پلههای ترقی را در عرصهی فناوری هستهای پیمودند و غیرتمندانه آن را از انحصار ابرقدرتها خارج ساختند. با وجود تمام مشکلات و با دست های خالی و تنها با توکل به پروردگار و تکیه بر ارادهی مثالزدنی خود این چنین مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی زده و چونان صاعقهای بر سر آنان فرود آمدند. فرزندان ملت، اینبار نیز در آسمان علمی جهان خوش درخشیدند و بار دیگر سند غیرت و رشادت و آزادگی ملت ایران را بر صفحهی جغرافیای جهان حک کردند و سرافرازانه برگ زرین دیگری را در سند افتخارات این ملت به یادگار گذاشتند. خسته نباشید میگوییم به ملت غیوری که از دل و جان مایه گذاشتند و با عشق به امام همیشه جاوید جماران و امام خامنهای به پاسداری از خون شهیدان برخاستند و علیرغم تمام فشارها، زورگوییها، کارشکنیها، تهدیدها و تحریمها روسپیدمان کردند.اینان همان سربازانیاند که خمینی کبیر سالها پیش در مورد آنان فرمود: «یا در گهوارهاند و یا در صلب پدرانشانند». اینان شاگرد مکتب اسلامند و آزادگی را از مولای خویش حسین بن علی آموختهاند که آن را با خون خود به ثبت رساند. و اینان، با قلبهایی از عشق به رسول مهربانی حضرت محمد(ص) فریاد "ان الباطل کان زهوقاً را بر گوشههای عالم فریاد میزنند تا آنزمان که "جاء الحق" به وقوع بپیوندد و ندای مولای بر حق و امام منتظر خویش را لبیک گفته و بر استکبار و کفر جهانی بتازند.
این پیروزی از جنبه های دیگر نیز حائز اهمیت است.چرا که نشان داد با دیپلماسی ذلت و زیر بارمستکبرین رفتن کاری به پیش نمیرود و تنها با منطق ایستادگی و عزت میتوان به اهداف عالی اسلام و نظام اسلامی رسید. در جهانی که قدرت علمی مبنا و پایهی قدرت سیاسی و اقتصادی است و دشمن با درک این نکته تلاش داشت و دارد که روند تبدیل ایران را به قدرتی علمی سد کند؛ مسئله فقط انرژی هسته ای نیست، بلکه تلاش دنبالهدار دشمن بهانهگیر برای جلوگیری از پیشرفت و اقتدار ایران است و همین واقعیت موضوع را به مسئلهای سرنوشتساز تبدیل میکند.در مقایسهی این پیروزی با پیروزی ملت در جریان ملی شدن صنعت نفت نکاتی قابل طرح است. اگر در آن روز خائنانی چون "رزم آرا" میگفتند: «کشوری که نمی تواند یک آفتابه بسازد چگونه می تواند صنایع عظیم نفتی را اداره کند». در جریان رویارویی ایران با غرب در پرونده هستهای نیز، خائنان و غربزدگانی در داخل کشور آن را به سخره گرفتند که چگونه ایران با این همه تحریم و بدون کمکهای شرق و غرب میتواند این کار بزرگ را به سرانجام برساند!! و ما همگی مشاهده کردیم که چگونه وعدهی پروردگار تحقق یافت: « ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم...» که آری هر کس در راه خدا و دین خدا گام بردارد و خدا را یاری کند خدا هم او را یاری کرده و گامهایش را استوار میدارد.
جای بسی تعجب است! غربزدگانی که همهساله با اغراض خاص سیاسی و گروهی به تحریف واقعه ملیشدن صنعت نفت میپردازند و آن را مصادره به مطلوب مینمایند (که آن نیز به حق بر دوش ملت و به رهبری روحانیت بود)، همانها در مسئلهی هستهای موضعی کاملاً ذلتبار و منفعلانه گرفتند و اماننامهها برای اربابان خود نوشتند. این در حالیست که پیروزی هستهای از جهاتی از آن پیروزی مهمتر و ارزشمندتر است. آن پیروزی(ملی شدن صنعت نفت)، فقط متعلق به ملت ایران بود. ولی پیروزی هستهای متعلق به تمام مسلمانان و آزادگان جهان است، زیرا نبرد بین اسلام و استکبار و به دنبال آن پیروزیها و شکستهایش جغرافیا و مرز نمیشناسد.
اکنون ما آیندهسازان ایران اسلامی سوگند یاد میکنیم که تا آخرین قطرهی خون خود، بر سر آرمانهای شهدا و امام شهدا بمانیم و پیوند ناگسستنی خود با آنان را تجدید کنیم. و تمام توان خویش را به کار گرفته تا پرچم اسلام و نام ایران اسلامی را در تمام عرصه های جهانی در والاترین مقام به ثبت رسانیم و لحظهای از پیروی از امام و مقتدایمان سید علی خامنهای دست برنداریم که بی شک بیولایت به پایان میرسیم.در پایان، این پیروزی را که حاصل غیرت، شهامت، اراده و آزادگی یک ملت است، پاس داشته و آنرا به تمام آزادگان جهان تبریک میگوییم.
