حضرت آقا در دیداری که با ۲۰هزار نفر از دانشجویان فارس داشتند خطاب به دانشجویی که می گفت:ما برای عدالت قیام کرده ایم ولی دستگاه قضا به جای اینکه با مفسدین برخورد کند با ما دانشجویان برخورد می کند فرمودند:شما پرچم عدالتخواهی را بلند کنید ولی وارد مصادیق نشوید زیرا ممکن است اطلاعاتتنان ناقص باشد و همچنین قانوندانان قانون شکن از رفتار شما سوءاستفاده می کنند.
پس از آن با خود فکر می کردم پس اگر وارد مصداقهای خاص نشویم چه کار کنیم و چگونه عدالتخواه باشیم؟!...تا اینکه چند وقت قبل به سخنان آقا در دیدار با دانشجویان بسیجی در تاریخ ۵ خرداد ۸۴ (حدود یکماه قبل از حماسه ی ۳ تیر) برخورد کردم.اینک توجه شما را به این قسمت از سخنان ایشان جلب می کنم:
عدالتطلبى فقط اين نيست كه انسان شعار عدالتطلبى بدهد؛ نه، بايد اين را واقعاً بخواهد. عدالتطلبى به اين نيست كه انسان رودرروى كسى بايستد و بگويد تو عدالتطلب نيستى؛ نه، اين، ساز و كار دارد. بايد جامعه به نقطهای برسد كه سياستهاى عدالتطلبانه در آن طراحى شود و دستگاه اجرايى طورى باشد كه سياستهاى عدالتطلبانه فرصت عملياتى شدن و اجرايى شدن پيدا كند؛ والّا خيلى سياستهاى عدالتطلبانه هم مطرح مىشود؛ اما سازوكار، آدمها، مهرهها، قلمبهدستها و امضاءكنندهها يا علاقه ندارند، يا اعتقاد ندارند، يا همت ندارند، يا حال و حوصله ندارند، يا از همان قبيلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا كارها متوقف و لنگ مىماند؛ بنابراين آنجاها را بايد اصلاح كرد.

البته آقا در ادامه می فرمایند:براى رسيدن به هر آرزوى بزرگ و هر هدف والايى، سازوكارى وجود دارد؛ اين سازوكار را بايد جوانِ هوشمندِ فرزانهى دانشجو پيدا كند.
خب این سخنان قبل از حاکم شدن دولت عدالت محور بر کشور بود ولی اکنون که دولت عدالت محور در راس کار است به نظر می رسد عدالت طلبی یعنی اینکه دولت عدالت محور را یاری کنیم.عدالت طلبی یعنی اینکه با تمام وجود برای تکرار حماسه ی سوم تیر تلاش کنیم.
آری عدالتخواهی یعنی این!
