باراک حسین اوباما که فرزند یک مسلمان است و خود مسیحی شده است برای چندمین بار ایران را یک خطر بزرگ خواند. تا برخی ها که در داخل ایران شکمشان را صابون زده بودند و او را( او با ما)می خواندند بفهمند که او با جرج بوش نادان تفاوتی ندارد. اصولا" در ساختار حکومتی ایالات متحده امکان ندارد فردی نامتجانس با سایرین از صندوق رای بیرون بیاید و آن جا مانند ایران این آزادی برای مردم وجود ندارد که در انتخاباتشان (مثلا" ریاست جمهوری 84 )که در آن احمدی نژاد؛ هاشمی و معین نامزد شوند و این افراد هر کدام با دیگری صد و هشتاد درجه اختلاف عقیده دارند. در ضمن اصلا" در آمریکا هیچ گروه اپوزیسیونی وجود ندارد و مانند ایران اینقدرها آزادی وجود ندارد.
به هر حال این حرفهای اوباما دلیل نمی شود که او راه بوش را ادامه دهد. بلکه این حرفها صرفا" برای این است که به خرچنگهای رسانه ای و اقتصادی صهیونیستها بگوید: آره...ما هم هستیم!... به نظر می رسد اگر خود بوش هم اجازه داشت مجددا" رئیس جمهور شود قطعا" چهار سال آینده شیوه ی دیگری را در پیش می گرفت. زیرا ایران اکنون با ایران چهار سال پیش بسیار متفاوت است. ایران امروز در اواخر دوران گذار و تبدیل شدن به یک ابرقدرت است (البته این نظر بنده است. ولی برخی از افراد آگاه معتقدند که ما همین الان هم به عنوان یک ابرقدرت جهانی مطرح هستیم) و آمریکای کنونی نیز از آمریکای چهار سال پیش به زوال نزدیکتر شده است.(این را خود تحلیل گران و دانشمندان آمریکایی به آن اعتراف کرده اند.)
رئیس جمهور بعدی آمریکا با ما نیست و ما را به هیچ وجه دوست ندارد. ولی او مجبور است(تاکید می کنم مجبور است) رابطه ی دولت متبوع خود با جمهوری اسلامی را اصلاح کند. اکنون صهیونیستها و دولتمردان آمریکایی هستند که مجبورند جامهای زهر را یکی پس از دیگری بنوشند و روز به روز به افول نزدیکتر شوند. ان شا الله به یاری خداوند و با همت مجاهدان در ایران و لبنان و سایر آزادگان جهان به زودی همزمان با افول ستاره ی تاریک صهیونیستی شاهد طلوع خورشید عدالت از پشت ابرهای تیره خواهیم بود.
پی نوشت: دوستان تقاضا داشتند که نتایج نظرسنجی را آشکار کنم. ولی به نظر می رسد که اگر نتایج نظرسنجی خصوصی باشد نتیجه ی صحیح تری حاصل می شود.نتایج آن بعدا" منعکس خواهد شد.
