تبليغاتX
، دانشجوی بیدار

، دانشجوی بیدار

خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند.

امروز سالروز حادثهء ننگین کودتای 28 مرداد سال 1332 است.در مورد این کودتا افراد گوناگونی قلم فرسایی کرده اند.ما هم یکی مثل بقیه!؛خود بخوانید و قضاوت کنید.

برای روشن شدن برخی از جوانب این حادثه نامه ی آیت الله کاشانی به دکتر محمد مصدق السلطنه را بازخوانی می کنیم:

حضرت نخست وزير معظم جناب آقاي دكتر مصدق دام اقباله عرض مي شود گرچه امكاني براي عرائضم نمانده ولي صلاح دين و ملت براي اين خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصي است و عليرغم غرض ورزيها و بوق و كرناي تبليغات شما، خودتان بهتر از هركس مي دانيد كه هم و غم من در نگهداري دولت جنابعالي است كه خودتان به بقا ء آن، مايل نيستيد، از تجربيات روي كار آمدن قوام و لجبازيهاي اخير بر من مُسلّم است كه مي خواهيد مانند سي‌ام تير كذايي يك بار ديگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه كنار برويد، حرف اين جانب را در خصوص اصرارم در عدم اجراي رفراندم نشنيديد و مرا لكه حيض كرديد. خانه ام را سنگ باران و ياران وفرزندانم را زنداني فرموديد، مجلس را كه ترس داشتيد شما را ببرد بستيد و حالا نه مجلسي هست و نه تكيه گاهي براي اين ملت گذاشته ايد. زاهدي را كه من با هزار زحمت در مجلس تحت نظر و قابل كنترل نگاه داشته بودم با لطائف الحيل خارج ساختيد و حالا همانطور كه واضح بود در صدد به اصطلاح كودتا است، اگر نقشه شما نيست كه مانند سي‌‌ام تير عقب نشيني كنيد و به ظاهر قهرمان زمان بمانيد و اگر حدس و نظر من صحيح نيست كه همانطور كه در آخرين ملاقاتم در دزاشيب به شما گفتم و به هندرسن هم گوشزد كردم كه آمريكا ما را در گرفتن نفت از انگليسيها كمك كرد و حالا بدست جنابعالي به صورت ملي و دنيا پسندي مي خواهد اين ثروت ما را به چنگ آورد و اگر واقعاً با ديپلماسي نمي‌خواهيد كنار برويد، اين نامه من سندي در تاريخ ملت ايران خواهد بود كه من شما را با وجود همه بديها ي خصوصي تان نسبت به خودم از وقوع حتمي يك كودتا بوسيله زاهدي كه مطابق با نقشه خود شما است آگاه كردم كه فردا جاي هيچ گونه عذر موجهي نباشد، اگر براستي در اين فكر اشتباه‌ مي‌كنم با اظهار تمايل شما سيد مصطفي و ناصر خان قشقايي را براي مذاكره خدمت مي فرستم، خدا به همه ما رحم بفرمايد.

ايام به كام باد - سيد ابوالقاسم كاشاني

مصدق پس از حادثه ی30 تیرماه قوام و سایر مسببین و جنایتکاران این حادثه را مجازات نکرد.بلکه حتی افرادی مانند زاهدی را وارد کابینه کرد(به اصطلاح مار در آستین پروراند) جالب تر اینجاست که مصدق که این همه ادعای دموکراتیک بودن و ... اش می شود،علاوه بر نخست وزیری اختیار قانونگذاری را نیز در دست گرفته بود و این معنایی جز دیکتاتوری نمی دهد!

 پی نوشت:برای اینکه مصدق را بهتر بشناسید به این چند مورد اشاره می کنم:

  1. مصدق در 29 ارديبهشت سال 1261 شمسي در خانواده اشرافي و وابسته به دربار قاجار به دنيا آمد  ( مصدق در آئينه تاريخ ص 9 علي مراد توانا، چاپ اول 1376)
  2. مصدق السلطنه در تاريخ 20 جمادي الاول 1325 قمري (1286) شمسي به عضويت لژ فراماسونري «جامع آدميت» پذيرفته شد...(سالشمار زندگي دكتر محمد مصدق، ايرج افشار )اين لژ ها جهت كادر سازي و مهره سازي از نخبگان بوجود آمد تا عناصر وابسته به اين لژ ها آرام آرام به پست ها و مقامات كليدي حكومتها برسند و عامل اجراي سياستهاي استعماري باشند
  3. پناهنده شدن مصدق به سفارت انگلیس:خودش در اين مورد مي نويسد: «صبح كه از خانه به قصد رفتن به كميسيون حركت كردم در چهار راه مخبر الدوله صداي شليك توپ شنيدم، چيزي نگذشت كه ديدم آزادي خواهان دستگير شده را با درشكة پالكونيك رئيس قزاقخانه و با محافظ و وسايل ديگر نقليه به باغ شاه مي برند، البته هركس كه وحشت و نگراني از دستگيري خود داشت براي خود نقشه اي كشيد راهي گرفت و رفت، من هم براي اينكه اگر واقعه رخ بدهد بتوانم خود را نجات دهم با مرحوم ميرزا يحيي سرخوش منشي سفارت انگليس مذاكره كردم و او به من قول داد كه در موقع پيش آمد به نزد او بروم» (تقريرات مصدق در زندان ص 12 و ص 13، جليل بزرگمهر)
  4. ادامه ی قبل:اماچند روز بعد مشخص شد كه مصدق السلطنه بيخود دچار وحشت شده است و قصد پناهندگي به سفارت انگليس را داشته است. او نه تنها در ليست سياه اعدام و زندان قرار نداشت بلكه از جانب محمد علي شاه قاجار به عنوان عنصري مطلوب شناخته شده و شاه مستبد قاجار شخصاً مصدق را به عضويت دارالشوراي كبري كه از سوي مستبدين جايگزين مجلس شوراي ملي شده بود منصوب نموده است (مصدق در آينه تاريخ ص 11، علي مراد توانا)
  5. سركوبي قيام مردم دلير تنگستان توسط مصدق السلطنه:در پست شماره ی یازده همین وبلاگ در این مورد مطلب نوشته ام.
  6. تمجید از رضاخان دیکتاتور وحشی:«... اما نسبت به آقاي رضا خان پهلوي بنده نسبت به شخص ايشان عقيده مند هستم و ارادت دارم، خدماتي كه آقاي رضا خان پهلوي به اين مملكت كردند بر احدي پوشيده نيست، وضعيت اين مملكت وضعيتي بود كه همه مي دانيم كه اگر كسي مي خواست مسافرت كند اطمينان نداشت، يا اگر كسي مالك بود امنيت نداشت و اگر يك ده داشت بايد چند نفر تفنگچي داشته باشد تا بتواند محصول خودش را حفظ كند ولي از وقتي ايشان زمام امور مملكت را در دست گرفتند يك خدماتي نسبت به امنيت مملكت كرده اند كه گمان نمي كنم بر كسي مستور باشد»(تاريخ بيست ساله ايران ج 2 ص 445 الي 450، سيد حسين مكي)
  7. آنچه نيز در خصوص تبعيد مصدق در دوران رضا خان مطرح شده است بسيار خنده آور است زيرا سينه چاكان مصدق احمد آباد را تبعيد گاه مصدق مي نامند و دوران استراحت و مال اندوزي اورا در املاكش، دروران تبعيد مصدق معرفي مي نمايند املاك وسيع و سرسبز احمد آباد كه شامل چهار قريه شش دانگ داراي دم و دستگاه فودالي بود و مصدق هرگاه اراده مي كرده است در منزل مجلل شهري خود زندگي مي كرده و هر وقت اراده مي كرده است به مسافرتهاي خارج مي رفته و در تمام مدت حكومت رضا خان مصدق السلطنه نسبت به حوادثي مانند تبعيد و شهادت مدرس، كشف حجاب، كشتار مردم در گوهرشاد با بي تفاوتي به زندگي مرفه خود ادامه مي داد (يعني آن موقع هم كه در منصب حكومتي و نماينده مجلس در دوران رضا خان نبود و به حسب ظاهر گوشه نشين بود، در آن موقع هم بي درد و بي تفاوت مشغول زندگي خود بود). و در همين دوران گوشه نشيني مصدق، بستگانش در مناصب حكومتي رضاخان حضور داشتند مانند دكتر متين دفتري داماد مصدق كه وزير عدليه (داد گستري) بود و سپس به نخست وزيري حكومت رضا خان مي رسد و همچنين سهام السلطان بيات خواهر زاده مصدق كه در دوره دهم نماينده مجلس و نايب رئيس مجلس بوده است

  8. مصدق می گفت:قبل از اينكه بانوان محترم در ايران كشف حجاب كنند من در اروپا با خانواده ام كشف حجاب كردم» (سياست موازنه منفي در مجلس چهاردهم، حسين كي استوان) آري اين حضرت آقا قبل از همه منكر ضروريات اسلام شده است و كشف حجاب را با خانواده اش آغاز نموده و احتياجي نداشته است كه عامل دست نشانده ايي چون رضاخان او را ملزم نمايد. و كسي كه منكر يكي از ضروريات اسلام باشد محكوم به كفر است.

  9. مصدق السلطنه با افتخار دست زن شاه را می بوسد!و...دهها مورد دیگر که مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.برای حسن ختام بار دیگر تولد یگانه منجی عالم بشریت و تنها راه نجات بشریت از گرداب و لجنزار عصر مدرنیته و پست مدرنیته حضرت امام مهدی(ع) را تبریک می گویم و یک عکس زیبا هم از مصدق که در حال بوسیدن دست زن دوم شاه است را برای شما می گذارم. 

یا مهدی ادرکنا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 10:28  توسط رحمان صادقی  | 

مطالب قدیمی‌تر