تبليغاتX
، دانشجوی بیدار

، دانشجوی بیدار

این کشور مال ماست.فردا متعلق به ماست.ما باید برای تکمیل و تتمیم یک نظام مقتدر تلاش کنیم

راستش این مجله های آمریکایی هر از چند وقتی یک رده بندی از برترین متفکرین جهان درست می کنند که البته بیشتر برای روحیه دادن به افرادی نظیر سروش و شیرین عبادی و سلمان رشدی و اکبر گنجی و... است.(درست مثل جوایزی که می دهند)ناموس موسوي

اما نکته ای که قابل ذکر است اینکه متاسفانه به بهانه متفکر بودن؛ عکس ناموس آقای موسوی را هم جلوی چشم میلیونها و بلکه میلیاردها انسان گذاشته اند.من نمی دانم موسوی چگونه می خواهد تحمل کند؟اون احمدی نژاد عکس سیاه و سفید و کوچک ناموس موسوی را جلوی چشم فقط ۲۰۰ میلیون بیننده قرار داد و موسوی اونقدر غیرتی شد حالا اگر بفهمد که عکس ناموسش آن هم با کیفیت بالا و رنگی جلوی چشم میلیاردها نفر است چه می کند؟خدا به خیر بگذراند.

البته در شایستگی ناموس آقای موسوی برای کسب این عنوان بحثی وجود ندارد.خود آقای موسوی هم اذعان کرده بود که همسرش روشنفکرترین زن ایران است و هم ناموس ایشان در مصاحبه با" بی بی سی " روشنفکری و متفکر بودنش را اثبات کرده بود.(منظورم همان جریان رای دادن لرها به دامادشان است!)

 

 پی نوشت:این عکس را هم حیفم آمد نبینید.(یوزارسیفها پشت سر ولی یوزارسیف)

اقامه نماز جماعت در پايان مراسم به امامت مقام معظم رهبري

لازم به ذكر نيست كه اون سر بزيره جووني يوزارسيف و اون جوونتره كه كلي ريش داره هم نو جووني يوزارسيف رو بازي كردن.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/09ساعت 14:13  توسط رحمان صادقی  | 

http://www.javanonline.ir/Images/News/Larg_Pic/27-8-1388%5CIMAGE633941592679633870.jpg

آیا باور کنیم که برخی اصلاح طلبان دنبال دیکتاتوری نیستند؟

امثال این سند برای شیرین عبادی و... هم وجود دارد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 18:15  توسط رحمان صادقی  | 

خبرنگار سایت اصلاحطلب عصر ایران مصاحبه ای با منتجب نیا داشته است که جالب به نظر می رسد.در این مصاحبه خبرنگار منتجب نیا را به چالش می کشاند و سعی می کند عقاید واقعی اصلاحطلبانه او را عیان کند ولی منتجب نیا از پاسخ فرار کرده و آنطور که دلش می خواهد پاسخ می دهد و سعی می کند خود و خاتمی و کروبی و موسوی را درون نظام جلوه دهد.بخشهایی از این مصاحبه در اینجا آورده شده است.

خبرنگار:...ولی فقیه، معتقد است که احمدی نژاد در خط انقلاب است و خاتمی و کروبی و موسوی از مسیر انقلاب منحرف شده اند.

منتجب نیا:اولاً من قبول ندارم که مقام رهبری منظورشان از مردودشدگان آقایان کروبی و خاتمی و موسوی بوده است.

خ:ولی در اینکه مواضع احمدی نژاد را نزدیکترین مواضع به مواضع خودشان اعلام کردند که تردیدی ندارید؟

م:نه، نگفته مواضع احمدی نژاد نزدیکترین مواضع به مواضع بنده است. ایشان فرمود مواضع احمدی نژاد، در قیاس با هاشمی، به بنده نزدیکتر است.

خ:خوب مواضع هاشمی، در قیاس با کروبی، به مراتب به مواضع رهبری نزدیکتر است.

م:نه، من خواهش می کنم که بحث مصداقی نکنید.  خیلی راجع به ولایت فقیه بحث نکنید. ما زمانی ولایت فقیه را می خواندیم که شما شاید به دنیا نیامده بودید. ما عمرمان در رابطه با ولایت فقیه بوده و به خود ولی فقیه هم معتقد هستیم. این بحثها را نکنید. 

خ:شما از من پرسیدید مرجع تشخیص انحراف افراد از خط انقلاب اسلامی چیست و من هم گفتم مطابق آموزه های امام، ولی فقیه یا رهبر انقلاب مرجع تشخیص این امر است.

م:هر کسی بگوید منظور ولی فقیه از مردودشدگان کروبی بوده است دروغ می گوید. من می گویم دروغ می گوید. در گذشته بارها ولی فقیه نظراتی داده اند و بعد ما رفتیم خدمت ایشان و ایشان گفتند اصلاً منظور من از فلان حرف شما نبودید. ایشان گفته اند بعضی از نخبگان مردود شده اند.

خ:به نظر شما این مردود اعلام شدگان چه کسانی هستند؟

م:قطعاً کروبی و موسوی نبوده اند.

خ:به نظر شما این حرف نادرست است که در حال حاضر مواضع احمدی نژاد در قیاس با مواضع خاتمی و کروبی به مواضع رهبری نزدیکتر است؟

م:ما که نمی خواهیم نسبت به رهبری قضاوت کنیم.

خ:من از دوری و نزدیکی مواضع خاتمی و احمدی نژاد به مواضع رهبری سئوال کردم. به نظر شما موضع کدامشان به موضع ولی فقیه نزدیکتر است؟

م: ببینید نزدیکی و دوری مهم نیست. شما می گویید نظر آقا این افراد بوده است و من می گویم نظر آقا این ها نبوده اند. من می گویم آیت الله خامنه ای کاملاً می دانند چه کسانی می توانند به این مملکت خدمت کنند و این مملکت را پیش ببرند. من و شما هم زیاد سینه چاک نکنیم و از ولی فقه جلوتر نرویم. بحث مصداقی هم نکنیم. من احساس می کنم شما مشغول مصاحبه کردن نیستید بلکه دارید کار دیگری انجام می دهید.  

م:سئوالهای مصداقی نکنید. زود هم تمام کنید که کار داریم!

 خ:در بحث پای بندی به قانون، با توجه به اینکه نهادهای مربوطه نتیجه انتخابات را تایید کرده اند، به نظر شما سران جنبش سبز در حالی که شعار قانونگرایی می دهند با چه استدلالی  می توانند نتیجه انتخابات را نپذیرند تا متهم به عدم قانونگرایی نشوند؟

م:ببینید این بحث را خواهش می کنم مطرح نکنید زیرا ما به صورت عریان تمام حرفهایمان را درباره انتخابات خدمت مقام معظم رهبری مطرح کرده ایم. بعد هم ایشان گفتند حرفی نزنید و ما هم  حرفی نمی زنیم. حالا شما دارید ما را وادار می کنید که ما راجع به  انتخابات بحث کنیم. بعد می گویید وقتی ولی فقیه نظر خودش را در این باره داده است چرا در این باره بحث می کنید؟ خوب خود شما چرا سئوال می کنید؟ انتخابات برگزار شده و تمام شده است. ما هم دیگر بحثی راجع به انتخابات نداریم.

خ:با منها کردن انتخابات، اگر فرضاً در آینده اتفاق دیگری رخ داد و نهادهای قانونی مربوطه موضعی داشتند که شما آن را قبول نداشتید چه می کنید؟

م:اگر نهادهای قانونی اشتباه کردند و انحراف داشتند به آنها می گوییم شما قانونی هستید ولی انحراف دارید. ...
 خ:به هر حال آنچه که در نهایت به کرسی می نشیند موضع نهاد  قانونی است. البته اگر یک گروه بخواهد در چارچوب قانون باقی بماند.

م:بله، حالا این یک بحث دیگر است.

خ:شما در مصاحبه تان گفته بودید یکی از وظایف قوه قضاییه این است که بزند توی دهان کسانی که عنوان جنبش سبز علوی را برای خود برگزیده اند. مبنای حقوقی این حرف شما چیست؟

م:اولاً یک جمعیتی آمده اند در انتخابات و بعد از انتخابات رنگ سبز را به خودشان اختصاص داده اند. از نظر حقوقی اگر کسی نام یک روزنامه، نام یک کتاب یا یک رنگ را به خودش اختصاص داد یا حتی یک مغازه دار تابلویی را برای مغازه اش برگزید، کس دیگری حق ندارد تابلوی و را برگزیند. اگر کس دیگری تابلوی او را اقتباس بکند، می گویند حق نفر نخست محفوظ بوده و نفر دوم تعدی کرده و اسم او را دزدیده است. یعنی نفر اول حق دارد شکایت کند و بگوید او نام روزنامه یا کتاب یا مغازه بقالی مرا دزدیده است.
به چه مجوزی؟
این یک چیز عرفی است.

خ:مگر نام جنبش سبز قانوناً جایی ثبت شده است؟

م:چه قانونی ثبت شده باشد چه نشده باشد. بالاخره یک جریانی با آرم سبز آمده است و یک جریان دیگر هم با همان آرم سبز آمده در مقابل او قرار گرفته است. اشکال حقوقی مساله این است. ثانیاً این که یک جنبش سبز در راسش آقای خاتمی و کروبی و موسوی و امثال این ها باشند و یک جریان دیگری بیاید بگوید این ها اموی هستند و ما علوی هستیم. این اصلاً تهمت بزرگی است که ارتکاب آن جرم است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 13:51  توسط رحمان صادقی  | 

سياه‌ كرده ‌ريا چهره‌ي ‌خيابان ‌را
غروب‌عاطفه‌پر كرده‌است‌ميدان‌را

كدام‌ دست‌ عدالت ‌جواب‌ خواهد داد
سؤال ‌اين‌ همه‌ چشم‌گرسنه‌ي‌نان‌را
كجاست‌مرد مسيحا دمي‌كه‌در اين‌فصل‌
دوباره ‌زنده‌ كند غيرت‌ شهيدان ‌را

كجاست‌ برق‌ ستم‌سوز ذوالفقار علي‌
كه ‌زير تيغ‌ كشد اين ‌فساد عريان ‌را

كدام ‌همّت ‌مردانه‌ جمع‌ خواهد كرد
ميان ‌معركه ‌اين‌ شوكت ‌پريشان ‌را

در ازدحام‌ ستم‌گستر تجمّل‌ و فقر
دريغ ‌و درد كه ‌گم‌ كرده‌ايم‌ ايمان ‌را

دوباره ‌اي ‌علي ‌اي ‌آيه‌ي ‌مجسم ‌حق‌
فراز نيزه ‌ببين ‌پاره‌هاي ‌قرآن ‌را

چگونه ‌مي‌گذريم ‌از ميان ‌اين ‌همه ‌زخم‌
نبسته‌ايم ‌اگر چشم‌هاي ‌وجدان ‌را

براي ‌آن‌ كه ‌دل ‌خفته ‌را بشورانم‌
چرا نمك ‌نزنم ‌زخم‌هاي ‌پنهان ‌را
دلم‌گرفته‌از اين‌قوم‌و سركشي‌هايش‌
بگو به ‌نوح‌ رها كن‌ مهار توفان ‌را

اگر تو دست‌نگيري ‌به‌باد خواهد داد
دوباره‌ سيل‌ غم ‌اين ‌آرزوي‌ ويران‌ را

این شعر از سروده های دکتر حسن لی استاد ادبیات دانشگاه شیراز است.در ادامه یک بخش از شعری دیگر از ایشان را هم می آورم.

اي‌ علي‌ جان ‌فصلِ سرخ ‌انتقام‌
حيف ‌باشد ذوالفقارت ‌در نيام‌

اين ‌خوارج ‌اين ‌خوارج‌ باز هم‌...
ملت ‌از عشق ‌خارج ‌باز هم‌...

تيغ‌ بايد تا خداوندان ‌زر
دست ‌بردارند از اين‌شور و شرر

نيست‌ راهي‌غير از اين‌با اهل‌رد
با زبان ‌تيغ ‌بايد حرف‌زد

حيف ‌باشد باز هم ‌اين‌گونه ‌حيف‌
باز باشد سفره‌ي ‌ابن‌ حنيف‌

اشكريز اهل ‌ايمان‌ تا به ‌كي‌؟
سفره‌هاي‌خالي‌از نان‌تا به‌كي‌؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/25ساعت 14:5  توسط رحمان صادقی  |