<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>، دانشجوی بیدار</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/</link>
<description>خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 05:15:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>به چه دلیل عملکرد کلی نیروهای امنیتی در حوادث پس از انتخابات رضایت بخش است؟</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حدود یک ماه پس از انتخابات که حوادث کهریزک و... رخ داد مطلبی در وبلاگ گذاشتم با عنوان&quot;بسیجیان و لباس شخصی های متخلف را محاکمه کنید&quot;.البته هنوز هم بر این نظر خود پایبندم ولی لازم دیدم که مطلبی در حمایت کلی از عملکرد بسیج و سپاه و نیروی انتظامی بنویسم تا شاید مقداری ناچیز در رفع برخی شبهات موثر واقع شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برای بررسی  یک عملکرد؛ابتدا باید شرایط عملکرد و خود عملکرد را در نظر گرفت.از روز بعد از انتخابات عده زیادی در تهران و تعداد کمتری در چند شهر بزرگ کشور به خیابانها ریخته و به نتایج انتخابات اعتراض کردند.این نوع اعتراض کردن دو حالت داشت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یا اینکه معترضین به صورت کاملا&quot; آرام و با پرهیز از خشونت وارد صحنه شوند و خواستار اعمال نظرات خود شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یا اینکه افرادی که به خیابان می ریزند دست به خشونت زده و با آشوب بخواهند اهداف خود را به پیش ببرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حوادث پس از انتخابات ؛نیروی انتظامی و بسیج با ترکیبی از این دو سر و کار داشت. اگر خیلی خوشبینانه به سبزی ها نگاه کنیم؛فرض می کنیم نود و چند درصدشان قصد در گیری نداشته و می خواستند در فضایی آرام کار خود را جلو ببرند و تنها چند درصدی آشوبگر بوده اند.در این حالت نوع برخوردی که از نیروهای امنیتی در قبال معترضین انتظار می رود را با نوع برخورد صورت گرفته مقایسه می کنیم و از آن نتیجه گیری خواهیم کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;میر حسین موسوی به عنوان فرمانده معترضین؛چنانکه قبل از انتخابات نشان داده بود؛عملا&quot; و شفاها&quot; نهادهای نظارتی و قانونی نظام را قبول داشته است.او حتی هم اکنون هم در دو نهاد به اصطلاح حکومتی عضویت دارد.(مجمع تشخیص مصلت و شورای عالی انقلاب فرهنگی)که اتفاقا&quot; منتصب رهبری نیز می باشد.به قول دوستان؛ موسوی حقوق بگیر احمدی نژاد نیز هست.چنین شخصی اگر اعتراضی به نتایج انتخابات داشت باید اعتراض خود را به نهادهای قانونی ارسال می کرد،و در صورتی که نتیجه نمی گرفت از بدنه اجتماعی خود کمک می خواست.پس حضور افراد معترض در خیابانها از همان ابتدا غیر قانونی بوده است زیرا قانون اساسی فقط اعتراضات در چهارچوب خود را قانونی می داند و نه اعتراضی فرای قانون اساسی و با دور زدن قانون اساسی.نتیجتا&quot; افراد معترض حتی اگر آشوبگر هم نبوده اند باید به نحوی متفرق می شدند و حضور آنها در خیابان غیر قانونی بوده است.جالب تر و مضحک تر اینکه برخی احزاب برای این اعتراضات دنبال گرفتن مجوز هم بوده اند.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/25.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر فرض کنیم که در یکی از روزهای ابتدایی اعتراضات صد هزار نفر به خیابان آمده اند و وظیفه قانونی نیروی انتظامی هم متفرق کردن آنان است؛پس باید به وظیفه عمل کرد.در اینجا متاسفانه محل درگیری در خیابان است و افراد بیگناه هم حضور دارند که مثلا&quot; از آنجا عبور می کرده اند.نیروهای امنیتی در اینجا وظیفه اش متفرق کردن است که چون با حرف نمی تواند متفرق کند ناچار به استفاده از باتوم است.البته که ممکن است یکی دو تا از باتومها بر سر بیگناهان فرود بیاید و کینه نظام را در دل آنها بکارد(خدا لعنت کند فتنه گران را).معترضین هم که تصور می کنند اعتراضشان قانونی است بیش از بیگناهان کینه به دل می گیرند.(خدا همه را به راه راست هدایت کند)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وضع آشوبگران هم که مشخص است.کسی که بانک آتش می زند؛با چاقو به مردم حمله می کند و...باید مجازات شود.این نکته را هم باید در نظر گرفت که در تهران هشت بسیجی در حوادث پس از انتخابات کشته شده اند که اگر در راه حفظ نظام بوده اند شهیدند ان شاءالله. بدیهی است که این افراد و همچنین صدها نفر از نیروی انتظامی که زخمی شده اند خود به خود صدمه ندیده اند،پس حجم آشوبگر هم زیاد بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما نکته ای که لازم است ذکر شود در مورد افراد کشته شده است.گذشته از اینکه برخی قتلها مشکوک است که توسط نیروهای امنیتی انجام شده یا توسط اشخاصی دیگر(مثل ندا آقا سلطان). برخی قتلها قطعا&quot; توسط نیروهای امنیتی و یا با سهل انگاری آنها انجام شده که خون آنها به گردن این نیروها و به گردن نظام است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به این قتلها نباید به دید سیاسی نگاه کرد.اینکه در اعتراضات گسترده خیابانی عده ای کشته و زخمی شوند یک روال عادی است و این از ضعفای سیستم امنیتی است.هم  وزارت کشور هاشمی رفسنجانی و هم وزارت کشور خاتمی در سرکوب مردم در اعتراضاتی که برای شهرستان شدن یا استان شدن داشته اند آدم کشته و زخمی کرده اند.(زمان هاشمی در قزوین و زمان خاتمی در سبزوار).دو سال قبل در سفر استانی احمدی نژاد به فارس روستای خسروشیرین از شهرستان اقلید جدا و به شهرستان آباده ملحق شد که باعث اعتراضات خیابانی مردم اقلید شد.من با توجه به نزدیکی جغرافیای که با این منطقه دارم نقل برخی از حوادث آن را شنیده ام که بسیار درد آور است.ولی هیچ رسانه ای این چیزها را در بوق نمی کند.به نظر می رسد چون اعتراضات پس از انتخابات در تهران انجام شده و هم اینکه موضوعی سیاسی بوده است؛کشته شدگان آن هم برخلاف کشته شدگان حوادث دیگر بسیار شهرت یافته اند.به امید روزی که این ضعفها برطرف شده و ما در اعتراضات شاهد کشته شدن افراد بیگناه نباشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هر حال در نتیجه گیری کلی ؛کار نیروی انتظامی و بسیج قابل تقدیر است ولی ای کاش که از این حوادث عبرت گرفته شود و شیرینی انجام وظیفه الهی را با چنان اشتباهات فاحشی توسط افراد خودسر به کام نظام تلخ نکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 05:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ای ملت بی بخار؛ حقتان همین حکومت آخوندی است</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>یک بنده خدایی که فکر می کرد قرار است در این روزها خبری شود وقتی جمعیت بسیار کم معترضین را دید این جمله را گفت.وقت توضیح بیشتر ندارم فقط می خواستم به مناسبت ۱۳ آبان وبلاگ را به روز کرده باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا مهدی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 05:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انقلاب اسلامي ايران؛از عثمان به علي (ع) يا از بني اميه به بني عباس؟!</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قطعا&quot; يكي از بزرگترين تحولات  قرن اخير جهان انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري آيت ا... خميني بوده است.امام خميني  به عنوان رهبر انقلاب هدف را حركت به سمت حكومت عدل علوي بيان داشت. اكنون پس از گذشت سه دهه از انقلاب افراد گوناگون تحليلهاي مختلفي در مورد انقلاب ارائه مي كنند.سران نظام و سکانداران آن؛حرکت را به سمت جامعه مهدوی(همان عدل علوی) می دانند.برخی از دشمنان نظام و کسانی که به هر نحوی دستشان از رسیدن به قدرت کوتاه شده است هم آن را به سمت افزایش فساد و تباهی می پندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در زمان قبل از انقلاب بر ایران حکومت فاسدی حکمفرما بود.پس از انقلاب این حکومت از بین رفت و شکل جدیدی جایگزین آن شد که یک سر آن در دستان فقیه جامع الشرایط و سر دیگر آن در دستان عامه مردم است.بنابرین در تبدیل شکل کلی حکومت؛ ما از یک دیکتاتوری به یک حکومت دینی مردمسالار رسیده ایم.(همان طور که امام علی(ع) علاوه بر مشروعیت الهی منتخب مردم نیز بود).ولی این فقط مربوط به قسمتی از قدرت سیاسی است.واضح است که ثروت جامعه هر جا باشد قدرت هم همانجا وجود دارد.بعد از انقلاب عده ای حدود چند صد نفر(خصوصا&quot; بعد از جنگ) اقتصاد کلان مملکت را در دست گرفته اند و هر گونه که دلشان بخواهد با جامعه و حکومت رفتار می کنند.اینها حلقه بسته ای دارند و در بسیاری از موارد سودشان با ضرر مردم و یا عدم پیشرفت کشور گره خورده است.برای آنها هم سود از همه چیز مهم تر است.دولت هم  به راحتی نمی تواند با اینها در بیافتد.&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 328px; HEIGHT: 240px&quot; height=176 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tafsirgari.files.wordpress.com/2009/04/enqelab.jpg&quot; width=484 align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به قول یکی از بزرگان احمدی نژاد در مناظره فقط اسم دو تا خانواده را برد می خواستند ریشه انقلاب را بکنند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به نظر می رسد جامعه ما در تحول انقلاب هم از حکومت عثمان به علی(ع) رسیده و هم از بنی امیه به بنی عباس.تلاش ما باید این باشد که با حمایت از بخش علوی قدرت بخش عباسی را تضعیف کرده و تلاش کنیم حکومت را از لوث وجود آنان پاک کنیم که بسیار مایه آبروریزی برای اسلام و انقلاب و روحانیت و...شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یک نکته دیگر هم عرض کنم که بخش عباسی قدرت صرفا&quot; مربوط به آدمهای مشهور نمی شود&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 10:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکایت غضنفری که مارادونا شد</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;ماجرای غضنفر و مارادونا را احتمالا&quot; شنیده اید.غضنفر به تیم خودی گل می زد و نقش مارادونا را هم که همه میدانند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شیخ اصلاحات زمانی از سوی اصلاحطلبان تندرو به عنوان غضنفر اصلاحات معروف بود.او به اصطلاح به تیم خودی گل می زد مثلا&quot; اگر انتخابات مجلس هشتم را در نظر بگیریم در حالی که عده ای از مشارکتی ها و مجاهدین انقلابی ها رد صلاحیت شدند ولی یاران شیخ با چانه زنی او از شورای نگهبان تایید صلاحیت گرفتند و البته چون مردم به آنها رای ندادند تعداد بسیار کمی از آنها وارد خانه ملت شدند ولی شیخ آن انتخابات را تایید کرده و حتی از شورای نگهبان تشکر هم کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شیخ تابستان گذشته زمانی که حرفی از انتخابات در میان نبود شروع به تبلیغات ابتدایی ورود به انتخابات کرد.حتی تیترهای اول روزنامه اعتمادملی شعارهای انتخاباتی بود که مثلا&quot; می گفت:&quot;من هولوکاست را مطرح نمی کنم و...&quot;.البته در هشداری که رهبری در سخنرانی خود در مورد عدم ورود زود هنگام به تبلیغات انتخاباتی دادند یاران شیخ کرکره را موقتا&quot; پایین کشیدند تا سخن رهبری جامه عمل پوشانده شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چند ماه بعد هنگامی که خاتمی در حال ورود به انتخابات بود عده ای تلاش می کردند شیخ را از صحنه بیرون کنند ولی شیخ غیر از عزرائیل راه دیگری برای بیرون رفتن از صحنه به آنها معرفی نکرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فرایند مارادونا شدن شیخ از همین جا آغاز می شود.ماجرا بدین قرار است که مردم ایران اکثرا&quot; حزبی رای نمی دهند.ولی به هر حال چند میلیون نفری هستند که همیشه یا به اصولگرایان رای می دهند و یا به اصلاحطلبان.با وجود دو قطبی احمدی نژاد موسوی دیگر پایگاه حزبی برای شیخ نمی ماند و شیخ باید امید خود را به آرای مردم عادی دلخوش می کرد که آن هم به دلیل نبود جذابیتهای لازم در شیخ احتمال بسیار کمی داشت.اگر در سال ۸۴ پنجاه هزار تومان ۵ میلیون رای داشت در سال ۸۸ دیگر رنگ و جلایی نداشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;افراد زیرکی مانند کرباسچی با شناختی که از شیخ و صحنه انتخابات داشتند فرصت را غنیمت شمرده و دور شیخ جمع شدند.از یک طرف این آخرین رینگی بود که شیخ می توانست روی آن مبارزه کند و در صورت شکست دیگر امیدی به پیروزی های آینده نمی رفت و از طرف دیگر شیخ برای به ثمر نشاندن این آخرین امید یاور کافی نداشت.بدین ترتیب طی معامله ای که بین شیخ و افراد گوناگون از جمله افرادی مانند کرباسچی و جمیله کدیور و...گرفته تا دانشجویان تحکیمی و دراویش و فرق منحرف و...و افراد گوناگونی از این سنخ که از لحاظ جمعیت کم و از لحاظ تعدد گروه زیاد می باشند صورت گرفت.عبای شیخ مانند چادری  شد که این افراد زیر آن جمع شدند و درصد بسیار کمی مشارکت انتخابات را بالا بردند(کمتر از یک درصد)(کاش همین را هم نمی دادند و بعدا&quot; طلبکار نظام نمی شدند که رای ما را پس دهید!)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شیخ دیگر نیازی به غضنفر ماندن نداشت.او می دانست که با سابقه ای که دارد تایید صلاحیت می شود.اکنون باید مارادونا بود تا همین افرادی هم که تلاش دارند او را به قدرت برسانند از مددرسانی به او مایوس نشوند.این بود که شیخ به مرور مارادونا شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;انتخابات دهم در اوج حماسه و مشارکت مردمی برگزار شد و همانطور که انتظار می رفت شیخ بر سکوی آخر ایستاد.زیرا او از آغوش مردم به دامن عده ای افتاده بود که نمود زیادی داشتند ولی رای خیلی کمتری.صندوقهایی که ۴ سال قبل آرای قابل توجهی از آنها متعلق به شیخ بود امسال از شیخ تهی بود.اکثرا&quot; صفر ویا اگر بود یکی دو عدد رای ناقابل&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;(البته حتی در جاهایی که خیلی غلظت کروبی زیاد بود هم رای او از ده درصد بالاتر نرفت به استثنای لرستان که آنهم محل تولد او بود مثلا&quot; در دانشگاه سابق ما(دانشگاه شیراز)که یکی از کروبی ترین دانشگاههای کشور بود حداکثر هشت یا نه درصد آرا به سبد شیخ رفت.)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی از همکلاسیها که در یکی از شعب اخذ رای فعالیت داشت می گفت:(این فرد طرفدار احمدی نژاد نیست) در شعبه ما ۴ سال پیش کروبی ماکزیمم رای را داشت ولی امسال حتی یک رای هم نصیب او نشده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پس از شرکت گسترده مردم در انتخابات و اعلام نتایج و مشخص شدن اینکه شیخ پنجم شده است شیخ دو راه برای ادامه حیات سیاسی داشت:یا اینکه نتایج را بپذیرد و دوباره به حالت سابق بازگردد(که البته قبول شکست فقط کار انسانهای با ظرفیت است و کار بسیار سختی می باشد آنهم شکست به این فجیعی) و یا اینکه مارادونا باقی بماند.عامل دیگری که به مارادونا ماندن شیخ کمک کرد توهمی بود که در دیگر نامزدهای شکست خورده در انتخابات ایجاد شده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شیخ هم برای اینکه از موسوی عقب نماند تلاش خود را انجام میدهد.او می داند که باید مارادونا بماند در غیر اینصورت هرگز به قدرت نخواهد رسید.ولی اگر مارادونا بماند شاید...احتمال یک در میلیارد بتوانند کاری...چیزی...چیزی بکنند و به قدرت برگردند(آن هم همراه یاران)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 12:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نکاتی هم در مورد مافیای چای!</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;همه چیز تقصیر استکبار جهانی و عوامل صهیونیستها نیست.بسیاری از این بلاهایی که بر ما مردم میرود از خودمان است.(و صد البته ناکارآمدی دولت و حکومت در برخی زمینه ها)این مطلب را حتما&quot; بخوانید:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پست قبلی وبلاگ در مورد مافیای قند و شکر بود.با توجه به نزدیکی خاصی که قند و شکر با چای دارند و همچنین نادرست بودن وضع تولید و فراوری و بازار واردات و ...این محصولات مناسب دیدم که با توجه به کمبود وقتی که این روزها دارم و از خودم نتوانستم مطلبی بنویسم.این مطلب را از روزنامه کیهان برای شما خوانندگان گرامی(که کیهان را نمی خوانید!) می گذارم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هزاران تن چاي خشك سال هاي دور و جاري نه تنها انباشته در انبارها از بين رفته و خواهد رفت و در نهايت پوسيده و خاك مي شود، بلكه برگ سبز هزاران هكتار باغات و اراضي چايكاري در شمال كشور به دلايل با صرفه نبودن هزينه هاي چين و كارگر و... عدم كار متوالي و تكرار تعطيلي هاي طولاني مدت كارخانجات چايسازي و نبود نظارت و ساماندهي بر چرخه مراحل توليد و عرضه، جاي هيچ گونه شوق و دلگرمي براي هزاران خانوار دست اندركار چاي نگذاشته است.&lt;BR&gt;كاستي ها و معضلات سر راه چايكاران پديده اي تازه نيست. واردكنندگان چاي از همين مسايل تلمبار شده صنعت چاي و نياز ناشي از كمبود توليد به آساني بهره برداري و سوءاستفاده مي كنند، طوري كه بازار مصرف چاي سراسر كشور را در قبضه گرفته اند و كشاورزان چايكار نابودي سرمايه و اتلاف وقت و عمرشان را رصد مي كنند!&lt;BR&gt;واردات بي رويه ضربه به صنعت چاي داخلي&lt;BR&gt;واردات بي حد و حصر چاي ضربه مهلكي به صنعت چاي داخلي و ضرر زيادي به كارخانجات و علي الخصوص كشاورزان گيلان وارد كرده است. «مرتضي پور» چايكار و عضو شوراي اسلامي روستاي كوه بيجار لاهيجان با اين ديد، عملكرد يك گروه واردكننده چاي كه وي آنان را كساني مي خواند كه مورد برخورد دولتيان قرار نگرفته اند، بيان مي كند و حتي آن عده اي كه مي گويند ذايقه مردم از مصرف چاي وارداتي عوض نشده است را سودجو قلمداد مي كند. &lt;BR&gt;وي در ادامه نظر خود به شرح و شيوه هزينه وام كه پيشتر دولت در قالب طرح ساختار صنعت چاي به صاحبان كارخانه چايسازي داده اشاره مي كند: «در سال 79 دولت يك سري طرح ساختار چاي را اجرا مي كند و در همان موقع به كارخانجات وام داده مي شود اما توجهي به كشاورزان كه نماينده اي نداشتند نمي شود تا به مشكل شان رسيدگي كند. ليكن آنان كه از دريافت وام برخوردار شدند آن وام را به مصرف برج و ساختمان سازي در تهران و جاهايي ديگر رساندند و كمتر در بخش امور چاي خرج كردند. در چنان موقعيت امثال من نوعي كشاورز كه عمر و زندگيمان به صنعت چاي آميخته است هنگامي كه مثلا 50كيلو محصول چاي خود را براي فروش به كارخانه مي برديم كارخانه دار مي گفت فقط 25كيلو چاي مي خواهم. در اين حال، محصول روي دستمان مي ماند. در حالي كه چاي را نمي شود براي مدت نامعلوم و طولاني در انبار نگه داشت. اين اتفاقات در سال 79 كه سازمان چاي تعطيل مي شود رخ مي دهند. پيش از انقلاب، سازمان چاي زيرنظر وزارت بازرگاني بوده كه بعدا اين سازمان از وزارتخانه، منفك مي شود و از همان زمان واردات بي رويه چاي شروع مي شود. كارخانه هاي ذيربط براساس اصل 44 آزاد كار مي كنند و دولت به آن ها يارانه مي دهد.»&lt;BR&gt;تعطيلي كارخانه هنگام تحويل محصول&lt;BR&gt;در اين حال كارخانجات چايسازي هر موقع بخواهند كارشان را تعطيل مي كنند به طوري كه برخي از كارخانجات از ابتدا تا پايان زمان بهره برداري چاي، حدود يك ماه باز هستند. در اين فرصت كم، كشاورزان نمي توانند چاي (برگ سبز) خود را جمع آوري كنند و به كارخانه تحويل بدهند و پول محصول خود را دريافت كنند. الان هم كه باغات محصول دارند برخي كارخانجات باز و برخي تعطيل هستند.» «مرتضي پور» سپس به آخرين سفر رئيس جمهوري به گيلان اشاره مي كند و تاكيد رئيس دولت مبني بر اين كه سازمان چاي متولي برگ سبز، چاي خشك و بازرگاني است. مي گويد: «اگر لازم است چاي وارد شود بايد از طريق اتحاديه هاي تعاوني چايكاران كشور و كارخانه داران صورت گيرد. اين طور نباشد كه افراد زياده خواه با واردات بي رويه به توليدكنندگان داخلي ضربه بزنند بلكه بايد با خاطيان قاطعانه برخورد شود.»&lt;BR&gt;به گفته عضو شوراي اسلامي روستاي كوه بيجار گيلان، دولت هاي قبلي نتوانستند نسبت به مافياي چاي اقدامي موثر انجام دهند. ولي دولت كنوني به اين نتيجه رسيده كه سازمان چاي كشور بايد به چرخه صنعت چاي نظارت داشته باشد.»&lt;BR&gt;مجبورم 5تن برگ سبز را دور بريزم!&lt;BR&gt;گفت وگويم با «مرتضي پور» از گيلان با اين پرسش كه چه ميزان چاي در انبارها مانده و چند سؤال آماري ديگر ادامه مي يابد. پاسخ هاي وي را مي خوانيم: «چاي خشك در انبارها خيلي زياد است. چايكار نمي تواند چايش را بفروشد چون بازار از چاي خارجي اشباع است. من نوعي با داشتن چاي سبز نگران اين وضع هستم. به طور مشخص 5 تن برگ سبز در باغ دارم. با توجه به بسته بودن كارخانه ها، حمل اين ميزان محصول به جاهاي ديگر، هزينه سرسام آور دارد. مجبورم محصول خود را در باغ بچينم و دور بريزم.»&lt;BR&gt;اين چايكار در ادامه صحبت هاي خود با ارايه آمار موثق، چنين مي گويد: «30 هزار تن چاي خشك از سنوات گذشته تا امسال در انبارها هست. تجار واردات از اين چاي استفاده نمي كنند. دود و زيان نبود بازار خريد اين مقدار چاي نصيب چايكار و صنعت چاي كشور مي شود. سطح باغات و اراضي كشت چاي در استان هاي گيلان و مازندران 34 هزار هكتار است و 180 كارخانه چايسازي اكثراً در گيلان وجود دارند. از اين تعداد، امسال از اوايل بهره برداري برگ سبز چاي 120 كارخانه كوچك و تناژ پايين 5 تني باز بودند. از همين تعداد و ظرفيت در اواخر شهريور ماه حدود 10 درصدشان باز بودند و در حال حاضر بيش از 10 درصد برگ سبز چاي در باغات مانده است. اين را هم بگويم كه در سال گذشته هزينه تمام شده يك كيلو برگ سبز چاي 350 تومان بود. الان حدود 400 تومان است.»&lt;BR&gt;در گفت وگو با «دكتر ابوالحسن مهاجري» از آگاهان كشت و بازار برنج و چاي شهرستان لاهيجان وي پيرامون شيوه فروش برگ سبز چايكاران تا مرحله بازار فروش چاي در اوايل سال هاي پس از انقلاب، وضعيت توليد و مصرف چگونگي خرج كارخانه دارهاي چايسازي از محل وام دولت و درهم كردن ماهيت چاي مورد مصرف بازار حكايت هاي جالبي را مطرح مي سازد و دست آخر هم چند پيشنهاد در جهت ارتقاء سطح كيفيت محصول، فرهنگ سازي ترغيب مصرف و نظارت بر يكدست بودن صادرات چاي داخلي را بيان مي كند. &lt;BR&gt;وي مي گويد: «در سال هاي اول پس از انقلاب، كارخانه داران گيلان مستقيماً محصول چايكاران را خريداري مي كردند بدين صورت كه فردي از اداره چاي مي آمد حتي بر تحويل و فروش يك كيلو برگ سبز كشاورز به كارخانه نظارت مي كرد. كارخانه دار پس از خشك كردن محصول، آن را تحويل دولت مي داد و چاي وارد بازار مصرف مي شد. از حدود 8-7 سال پيش، كارخانه داران بهانه ارزان خريدن برگ سبز را مطرح كردند كه اين امر باعث ضرر چايكار شد.»&lt;BR&gt;دكتر مهاجري مي گويد: «در سال هاي 84-82 دولت به كارخانه دارها وام در جهت حمايت شغلي پرداخت مي كرد اما برخي از آنان از محل اين وام به برج سازي روي آوردند!»&lt;BR&gt;ادامه نظارت «مهاجري» از يك سو بيانگر توليد زياد و از ديگر سو ظرفيت و كشش معين بازار داخلي است ضمن آن كه بر اين باور است برخي از مردم جنوب، چاي توليد داخلي را آن طور كه بايد نمي شناسند. &lt;BR&gt;وي در پي اين بخش از گفتار خود از مخلوط نوع چاي چنين مي گويد: «كارخانه ها چاي خشك مانده پارسال را با چاي چين امسال قاطي مي كنند و به فروش مي رسانند! يعني حدود 100 تن چاي انبار شده با 20 درصد چاي چين اول قاطي و عرضه مي شود.»&lt;BR&gt;اطلاع رساني ضرر مصرف چاي خارجي&lt;BR&gt;اما راهكارها و پيشنهادهاي دكتر مهاجري در جهت بهتر شدن بازار محصول داخلي چنين است: «توليد باغ چاي يك دوره دارد؛ پس از 4-3 سال بهره برداري، يك دو سال كاشت و برداشت نشود و دولت اضافه چاي را از كارخانه دارها خريداري كند و نيز با فناوري جديد چاي از سال ها مانده تبديل به كود شود. ادارات به خريد و مصرف چاي داخل موظف و همچنين كارخانه ها موظف به خريد و توليد چاي كيفيت دار شوند. در بخش ارتقاء سطح شناخت مردمي، در رسانه ها خصوصاً رسانه ملي در جهت فرهنگ سازي ضررهاي مصرف چاي خارجي را به طور شفاف اطلاع رساني كنند پيشنهاد آخر اينكه نظارت بر يكدست بودن صادرات مي تواند ما را از چالش هاي موجود برهاند.»&lt;BR&gt;كيفيت چاي داخلي&lt;BR&gt;يك فروشنده انواع چاي به نام «رسولي» معتقد است براي مقابله با چاي اسانس زده وارداتي تنها راه بالابردن كيفيت محصول چاي داخلي است. اجداد همه ما با طعم طبيعي چاي ايراني آشنا بودند وخيلي هم مصرف مي كردند. اصولاً ذائقه هركس با چاي شمال آشنا بود. اما حالا ده ها نوع چاي فله و بسته بندي وارد مي شود و با تبليغات به خورد مردم داده مي شود. اين عطرهاي شيميايي باعث ضرر سلامت انسان است. وانگهي اين آقايون كه دست در واردات بي كران چاي دارند چرا كمك نمي كنند توليد خودمان اولاً به حد بي نيازي برسد، دوماً پول كشور به جيب دلال و چايكاران ديگر كشورها نرود.&lt;BR&gt;اين فروشنده چاي در ادامه سخنان خود مي گويد: «بايد كاري كرد كيفيت و عطر طبيعي و طعم چاي وطني مردم را متقاعد كند و ضمناً رسانه ها و تلويزيون به واقع و به دور از هر نوع سمت گيري مضرات مصرف چاي وارداتي را به مردم تفهيم كنند.»&lt;BR&gt;نياز 80هزار تن، واردات 140 هزار تن!&lt;BR&gt;«موسي پور» رئيس هيئت مديره تعاوني چايكاران منطقه 5 شهرستان لاهيجان درباره ميزان توليد، مصرف و نياز چاي داخل، مي گويد: «برطبق آمار تحقيقي و كارشناسي، مصرف سالانه چاي در كشور 120هزار تن است. اگر از تمام باغات چايكاري در گيلان بهره برداري به نحو احسن باشد ودولت يا بخش خصوصي به موقع چاي خريداري كنند، حداكثر 40هزار تن توليد داريم و حداقل 80هزار تن مي بايد وارد كنيم. اين وضعيت درحالي است كه نماينده مردم در مجلس، معضل تأمين برگ 40هزار تن را مطرح مي كند و نيز مي گويد امسال 140هزار تن چاي وارد شده است! نظارت از طرف دولت و يا مرجع ديگر، نيست و لذا چاي اضافه تر از نياز وارد كرده اند.»&lt;BR&gt;وي درخصوص واردات چاي اظهار مي دارد: «واردات چاي براي آقايان مافيا خيلي نفع دارد. يك كيلو چاي خارجي واردكنند، قيمت خريد با همه هزينه ها حداكثر دوهزار تومان مي شود. همين مقدار چاي در بازار مصرف حدود 7-6 هزار تومان به دست مصرف كننده مي رسد.»&lt;BR&gt;وي مي گويد: «براساس مصوبه مجلس تا امسال &lt;BR&gt;5 سال خريد تضميني چاي توسط دولت صورت مي گيرد. وضعيت سال آينده اين روش معلوم نيست.» او مي افزايد: «ما چاي درجه دو را كيلويي 290تومان به كارخانه مي دهيم و پولش را مي گيريم. دولت براساس اين 290 تومان، ضمن آن كه براي هر كيلو چاي 195 تومان سوبسيد مي دهد، به ازاي 95 تومان ديگر مبتني بر 290 تومان مذكور، چاي خشك به كارخانه دار مي دهد. درحالي كه هر كيلو چاي خشك شده در اصل 1160 تومان تمام مي شود. از سوي ديگر تجار از كارخانه ها مي خواهند چاي خوب و خشك راكيلويي 700-600 تومان و از برخي ديگر چاي خشك هر كيلو 300-290 تومان خريداري كنند. همچنين تعاوني چاي خشك سال هاي قبلش را هر كيلو 300-250 تومان مي فروشد.»&lt;BR&gt;«موسي پور» در ادامه اين گفت وگو به سؤال ديگرم مبني بر ميزان چاي مانده در انبار و چگونگي سالم نگهداشتن اين قبيل چاي چنين پاسخ مي دهد:&lt;BR&gt;«حدود 40-30 هزار تن چاي در انبارهاي خود كارخانجات در گيلان وجود دارد كه اين رقم غير از انبارهاي ديگر است.»&lt;BR&gt;به گفته او چاي در انبار صددرصد كيفيت خود را ازدست مي دهد چون چاي نبايد نور و يا هوا ببيند و محيط نگهداري چاي نيز نبايد رطوبت داشته باشد، در غيراين صورت از مرغوبيت مي افتد. سابق به طور اصولي طي سال از ارديبهشت ماه تا 15 آبان چهار نوبت چاي برگ سبز به كارخانه تحويل مي داديم اما در سال جاري تاكنون يك الي دو ماه كارخانجات باز بودندو كارخانه داران مي گويند ظرفيت انبار پر است!&lt;BR&gt;جمعبندي عملكرد مافياي چاي&lt;BR&gt;صحبت پاياني رئيس هيئت مديره چايكاران منطقه 5 لاهيجان را در اضلاع مثلثي، چنين مي خوانيم: «مافياي گروه واردكننده چاي، چاي طبيعي داخلي را مي برند اسانس مي زنند وارد مي كنند و به خودمان مي فروشند، آن هم بدون كمترين زحمت و با يك تلفن بيشترين سود چاي را مي برند ودر جمع مراسم مردمي «گلريزان» كلي پول حاتم بخشي مي كنند!...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حسین آقایی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لینک مربوطه:&lt;A href=&quot;http://kayhannews.ir/880719/5.htm#other500&quot; target=_blank&gt;گزارش روز کیهان در مورد چای ایرانی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 12:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نکاتی جالب در مورد مافیای شکر</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>سلام
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این مطلب را چند روز قبل از زبان یکی از افراد معتمد شنیدم.وی در یکی از کشورهای اروپایی دکتری گرفته و حدود ۱۵ سال زندگی خود را در غرب سپری کرده است.سپس به انگیزه های مختلف که یکی از آنها خدمت به کشور و اصلاح برخی روندهای نادرست در صنایع قند و شکر که مورد تخصص خود او بود به وطن باز می گردد.وی میگوید که حدود دو سال با روسای برخی از این کارخانجات سر و کله زده است و به نتیجه ای نرسیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;می گفت:در ایران شکر به قیمت چند برابر خارج از کشور تولید می شود به همین دلیل شکر خارجی چون ارزانتر است خیلی راحت وارد می شود.علت چند برابر بودن قیمت تمام شده تولید شکر در کشور هم خود بزرگان این صنعت می باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فرض کنید در آلمان یک کارخانه قند بعد از ۱۵ سال که کار کرد از مدار تولید خارج می شود و با تجهیزات جدید و پیشرفته تر کارخانه جدیدی می سازند.کارخانه داران هم با پرداخت هزینه ای تجهیزات سنگین موجود در کارخانه را خارج کرده و به جایی بیرون شهر منتقل می کنند.برخی از ایرانیهایی که در صنعت قند دلالی می کنند وقتی این روند را مشاهده کردند به صاحبان کارخانجات در حال تعطیلی مراجعه میکنند و دستگاههای آنها را با قیمت بسیار پایینی نسبت به دستگاه نو می خرند و به ایران منتقل می کنند.مسلم است که دستگاهی که ۱۵ سال کار کرده است بازدهی آن کمتر از نصف شده است.دیگر میزان خوراک ورودی به آن را باید یک سوم کرد.انرژی و برق بیشتری مصرف می کند و سایر معایب دیگر... .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جالب است که این افراد حتی به حرف متخصصین هم توجهی ندارند.و سودشان در همین است که این صنعت به همین صورت باقی بماند.بدیهی است که  استفاده از دستگاههای فرسوده عامل اصلی بیشتر بودن نرخ شکر داخلی نسبت به تولیدات خارجی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دولت برای اینکه از صنعت قند حمایت کند به این کارخانه داران یارانه می دهد بدین صورت که شکر آنها را  گران از آنها میخرد و با گذاشتن یارانه بر روی ان با قیمتی کمتر در جامعه عرضه می کند.تا این کارخانجات مشغول کار باشند و کارگران آنها بیکار نشوند این در حالیست که با محاسبه ای که چند سال قبل انجام دادم اگر دولت یارانه ای که به کارخانه داران بابت گران خریدن شکر از آنها پرداخت می کند را به کارگران بدهد و شکر را هم از خارج وارد کند از لحاظ اقتصادی به نفع دولت است.بگذار این کارخانه ها تعطیل شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;البته اینها به کارگرها هم توجهی نمی کنند.بارها به آنها گفته ام که حقوق کارگرها خیلی پایین است.کارگری که حقش پرداخت نشود عقده خودش را خالی می کند.با ۱۰ دقیقه دیرتر یا زودتر باز کردن یک شیر صنعتی تولید ناخالصتر می شود.با انداختن یک پیچ درون سانتریفیوژ توری آن پاره شده و میلیونها تومان خسارت برجای می ماند.اتفاقا&quot; بارها هم این بلا سرشان آمده است ولی توجهی ندارند.اینها حتی غذای کارگرها را هم نمی دهند.هر کارگر خود باید ناهارش را بیاورد.چند وقت قبل هنگام افطار در یکی از این کارخانه ها بودم کارگرها مرا دعوت کردند که افطاری در کنار انها باشم.من هم دعوت آنها را پذیرفتم دیدم افطاری نان و پنیر و آش سبزی دارند.گفتند که این با پول کارگرها تهیه شده است.اگر میدانستم اینچنین است سر سفره آنها نمی رفتم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اینها طبق قانون باید چند هزارم از درآمد خود را صرف تحقیقات و توسعه بکنند در حالیکه برای این کار هم مرکزی درست کرده اند به طوری که همین پول هم پس از گردشی دوباره به جیب خودشان برود.یکبار به طور اتفاقی به مغازه ای برخورد کردم که همین تجهیزات دست دوم خارجی را می فروخت.اتفاقا&quot; از این افراد ریش و جانماز و...هم بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به هر حال من یکی دو سال تلاش خود را کردم ولی به جایی نرسیدم.شماها(خطاب به من و چند نفر دیگر) اگر فکر می کنید می توانید اقدامی انجام دهید وارد شوید و این مشکل را رفع کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پی نوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;این موضوع حداقل در مورد یکی از شهرها صادق است.کارخانه های موجود در دیگر شهرهای کشور را نمی دانم.ولی با توجه به وضعیت شکر در کشور شرایط مشابه در شهرهای دیگر نیز بعید نیست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Oct 2009 06:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا میخواستم به حوزه بروم؟چرا آخوند نشدم؟</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;از چند ماه پیش به دلایلی تصمیم گرفتم به حوزه بروم.تا حدود دو ماه پیش بر تصمیم خود استوار بودم تا اینکه به دلایلی دیگر بر این تصمیم مشکوک شدم و حداقل دو سال آن را به تعویق انداختم.ابتدا به دلایل اشتیاق به تحصیل علوم دینی می پردازم:&lt;/P&gt;
&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;شرافت شغلی:شریف ترین کاری که یک انسان می تواند انجام دهد کار انبیا می باشد یعنی هدایت مردم و دعوت آنها به سوی خداوند.اصلی ترین گروهی که این کار را انجام می دهند علمای اسلام می باشند.همچنین در حدیثی نقل شده است که مداد العلما افضل من دمائ الشهدا... قلم دانشمندان از خون شهیدان با ارزشتر است.&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;نیاز شدید جامعه ایران و جامعه جهانی به عالم اسلامی:امروزه در زمینه های مختلفی به روحانی نیازمندیم.یکی از این زمینه ها بحث تولید علم و جنبش نرم افزاری می باشد.ما به شدت به افرادی نیازمندیم که با مبانی علوم اسلامی آشنا باشند و در ضمن بحثهای علمی مورد نیاز روز را هم تا حد زیادی کار کنند.اقتصاد اسلامی سیاست اسلامی جامعه شناسی اسلامی تاریخ اسلامی مدیریت اسلامی و...همگی نیاز به تلاش دانشمندان دارند.زمینه دیگر کمبودهایی است که کارهای قضایی و اجرایی و قانونگذاری به اسلامشناسان داریم.بحث تبلیغ هم خود حدیث مفصلی است.ما امروزه چه در داخل کشور و چه در فراسوی مرزها به عالم اسلام و شیعه نیازمندیم.امروز در همه جای جهان می توانیم اسلام را تبلیغ کنیم.بدیهی است که اگر به ازای هر یک میلیون نفر یک آخوند هم صادر کنیم برای شش میلیارد جمعیت جهان به ۶۰ هزار روحانی نیازمندیم که هر کدام به زبان یک منطقه و کشور خاص آشنا باشند.&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;مسئله آخر هم قرار گرفتن در یک جو معنوی و بهره بردن از فیض حضور علمای اسلام و انسانهای صاحب نفس است.&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما چرا به تردید افتادم و رفتن به حوزه را فعلا&quot; ملغی کردم:&lt;/P&gt;
&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;برای انجام هر کاری به نحو احسن نیاز به علاقه و استعداد می باشد.در نظر دارم در فرصتی که تحصیلات تکمیلی میخوانم برخی کتب حوزوی را هم بررسی کرده و میزان علاقه خود به این مطالب را بسنجم.&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;وقتی محیطهای صنعتی کشور را می بینم(مخصوصا&quot; صنایع نفت و گاز که مرتبط با رشته تحصیلی بنده می باشد) به راحتی درک می کنیم که ما علاوه بر آخوندهای درست حسابی به مهندسها و متخصصین درست حسابی هم نیازمندیم.یکی از بزرگان میگفت که ما مهندس و دکتر را از خارج میتوانیم وارد کنیم ولی آخوند را نمی توانیم چون آخوند در جای دیگری خط تولیدی ندارد.به نظر من این حرف خیلی درست نیست.ما اگر بخواهیم روی پای خود بایستیم و حرفمان را در مجامع جهانی بزنیم و پیامدهای گوناگون ان از جمله تحریمها را تحمل کنیم مجبوریم استقلال صنعتی و اقتصادی هم داشته باشیم.این یعنی اینکه متخصصین داخلی کارآمد داشته باشیم.&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;از لحاظ بحث تبلیغی هم این نکته قابل ذکر است که بالاخره روحانیت تا یک جایی برد دارد.برخی افراد حاضر نیستند خود را در معرض فیض رسانی روحانیت قرار دهند.این افراد ممکن است در برخورد با یک استاد دانشگاه و یا مهندس متعهد به راه راست رهنمون شوند.&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;در مورد محیط کار هم عرض کنم که انسان در هر محیطی باشد متناسب با آن جایگاه ثواب و عقاب میبیند.اگر امتحاناتش سختتر باشد طبیعی است که در صورت قبولی پاداش بیشتری هم دارد.انسان چه در حوزه باشد و چه در دانشگاه و چه صنعت برای آدم شدن نیاز به اراده و قدرت مجاهده با نفس دارد فرقی ندارد در حوزه باشی یا جای دیگر&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت:چون روز قدس نزدیک است این جمله را برای تعظیم شعائر اسلامی می اورم:آیت الله روح الله خمینی می فرمایند:&quot; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;مسئله ی قدس یک مسئله ی شخصی نیست و یک مسئله مخصوص به یک کشور و یا یک مسئله مخصوص به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست.بلکه حادثه ای ست برای موحدین جهان و مومنان اعصار گذشته و حال و آینده از روزی که مسجدالاقصی پی ریزی شد تا آنگاه که این سیاره در نظام هستی در گردش است...اکنون که خون جوانان عزیز فلسطین دیوارهای مسجد قدس را رنگین کرده است...برای مسلمانان غیرتمند عار نیست که به ندای مظلومانه ی آنان جواب ندهند و همدردی خود را با آنها اظهار نکنند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;...صحیفه ج16 ص128-129&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 04:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قاتلان علی چه کسانی هستند؟</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خوارج و اهل نهروان به گفته خود امام علی (ع) با اصحاب معاویه تفاوت داشتند.امام اصحاب معاویه را افرادی می داند که در جستجوی باطلند ولی نهروانیان را افرادی می داند که حق را جستجو می کنند ولی گمراه &lt;img hspace=&quot;5&quot; height=&quot;478&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;262&quot; vspace=&quot;5&quot; src=&quot;http://www.tebyan-hamedan.ir/photo/news/ali.jpg&quot; /&gt;شده اند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نکته مهمی که از اینجا بدست می آید این است که ممکن است کسی به خاطر رضای خدا حجت خدا را از بین ببرد و یا عملا&quot; به مبارزه با اولیای خدا بپردازد در حالی که فکر می کند در راه حق گام برمی دارد.چنین افرادی شاید مانند خوارج در نماز و روزه و شب زنده داری و ... نظیر نداشته باشند ولی چون از آگاهی کافی برخوردار نیستند و از عقل خود به درستی استفاده نمی نمایند و در تحلیلهای خود مسیر اشتباه را می پیمایند خداوند هم آنها را گمراه کرده و عاقبت برخی از آنها را جزو شقی ترین افراد می گرداند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شب قدری با خودم داشتم فکر می کردم که واقعا&quot; این مردم عراق چه جور مردمی بودند که علی که اسطوره ی صبر و بزرگمنشی و حلم و... بود سر به چاه می کرد و دردهای خویش را با چاه می گفت.البته با ورق زدن نهج البلاغه به خوبی علت امر آشکار می شود.امام علی پس از فریب خوردن اینها در مقابل حیله عمر و عاص در صفین به آنها می گوید:یا اهل العراق:شما به زن بارداری می مانید که در آخرین روزهای بارداری خویش جنین خود را سقط کند و سپس سرپرست این زن بمیرد و مدتها بدون شوهر باقی بماند و میراث او را خویشاوندان دور غارت کنند.آگاه باشید من با اختیار خود به سوی شما نیامدم بلکه به طرف دیار شما کشانده شدم به من خبر دادند که میگویید علی دروغ میگوید.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خدا شما را بکشد.بر چه کسی دروغ روا داشته ام؟آیا به خدا دروغ روا داشتم در حالیکه اولین کسی هستم که به او ایمان اوردم و یا به پیامبرش؟در حالی که من اولین کسی هستم که او را تصدیق کردم.نه به خدا هرگز!!!!!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آنچه گفتم واقعیتی است که شما از دانستن آن دورید و شایستگی درک آن را ندارید.مادرتان به عزایتان بنشیند.پیمانه علم را به شما به رایگان بخشیدم.اگر ظرفیت داشته باشید.و به زودی خبر ان را خواهید فهمید.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خیلی جالب و تاسف بار است.فکرش را بکنید امام جمعه یک شهر و یا مثلا&quot; رهبری یا رئیس جمهور و...در یک تریبون عمومی به مردم بگوید &quot;&lt;strong&gt;خدا شما را بکشد&lt;/strong&gt;&quot;.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 04:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مواظب باشیم دیگران را بی دلیل متهم نکنیم</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حتما&quot; یادتان می آید که در اردیبهشت 86 در دانشگاه امیرکبیر غائله ای به نام &quot;نشریات موهن &quot; پیش آمد.الان دیگر آبها از آسیاب افتاده و بیش از دو سال از آن ماجرا می گذرد.اینکه چرا سر این موضوع را باز کرده ام به این دلیل است که در آن هنگام مطلبی در محکومیت دانشجویان دگر اندیش امیرکبیر نوشته بودم.فکر می کنم مطلبم منصفانه نبود.اکنون قصد اصلاح آن را دارم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در مورد اینکه این دانشجویان و لیدرهای فکری آنها مانند سروش و...اعتقاد درستی به اسلام(به معنای اسلامی که حضرت محمد آورد.و قرائتی که حضرت محمد و ائمه از اسلام داشتند) ندارند بحث نمی کنم.ولی این را می دانم که داشتن یک تفکر دلیل کافی و لازم برای آوردن آن روی برگه های کاغذ و نوشتن نشریه نمی شود.اینکه پس از انتشار نشریات مدیر مسئولان نشریات منتشره را جعلی بدانند و پس از چند ماه زندان و بازداشت در نهایت در دی ماه همان سال در دادگاه تبرئه شوند را می توان بدین معنی گرفت که بازداشت آنها (آنهم به مدت طولانی) کار غلطی بوده و حال که بیخودی بازداشت بوده اند لااقل غرامت و خسارت ناشی از آبروریزی و زندان و... باید توسط حکومت به آنها پرداخت شود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;البته جالب اینجاست که این سه دانشجو پس از تبرئه هم آزاد نشدند.در عجبم از کارهای مسئولین!!!در نهایت آنها پس از سپری کردن یک سال و چند ماه حبس آزاد شدند.(قبل از آنکه مدت حبس واقعی آنها به پایان برسد.)&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من در مطلبی که در دی ماه 86 و پس از تبرئه این سه تن نوشتم با استناد به حرفهای وزیر اطلاعات و همچنین شماره های قبلی نشریات منتشره از سوی آنها نتیجه گرفته بودم که کار کار خودشان بوده.ولی اکنون با عرض توبه از خداوند به اشتباه خود پی برده ام و آن دلایل را برای محکومیت آنها کافی نمی بینم.البته خبرهای خبرنامه امیرکبیر در مورد شکنجه های عجیب و غریب آنها(مثلا&quot; فرو کردن تخم مرغ...) را قابل پذیرش نمی دانم ولی احتمالا&quot; با سیلی و...مورد نوازش واقع شده اند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;استغفر الله ربی و اتوب الیه.......دنیای سیاست چه دنیای کثیفی است.خداوندا در این ماه مبارک از گناهان سیاسی و غیر سیاسی خود پوزش می طلبم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 03:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقتی کیهان اظهارات حجاریان را منطقی می خواند</title>
<link>http://waitfaraj.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>....&lt;img height=&quot;205&quot; width=&quot;246&quot; src=&quot;http://i1.tinypic.com/nx8g2r.jpg&quot; /&gt;ب&lt;img height=&quot;204&quot; width=&quot;259&quot; src=&quot;http://www.baztabonline.com/Binary/2009-07-04/uxlrnsjmfd_%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هیچی....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;منظورم اینه که بالاخره تو این همه سال یکبار کیهان حرف آدمی مثل حجاریان رو منطقی خوند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;علتش چی می تونه باشه؟....&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 27 Aug 2009 13:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=waitfaraj&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>waitfaraj</dc:creator>
<guid>http://waitfaraj.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
